کلبه ی کوچک من

من عاشق اون دیالوگم که پدر ژپتو به پینوکیو میگه: پینوکیو چوبی بمان ادمها سنگی اند دنیایشان قشنگ نیست.

سلام دوسی جونام

چطور مطورین بروبچ؟؟؟؟؟ امروز امتحان دین و زندگی داشتیم خیلی خوب دادم تا ببینم چه جور تصحیح میکنن..

پس فردا هم ریاضی اه اه خدا از من بدش میاد منم از ریاضی Free Smiley یه اق معلم هم داریم تازگیا میریم کلاسش بیچاره از دستمون کلافه ست حدودا یه 24.25 سال داره اون حال ما رو میگیره ما هم حال اونو....Free Smiley

دیروز یه سوال داد گفت توی امتحان نهایی میاد گفتم ما بلدیم دیگه نمینویسیم Free Smiley گفت تو اتحانم ننویسین خودشون میدونن بلدینFree Smiley .. سکوت علامت رضاست دیگهFree Smiley ؟؟؟گفتم شایدم جواب ابلهان خاموشیFree Smiley یه مکث کرد و گفت فکر کنم من این سوالو دادماا Free Smiley Free Smiley ابله با من بودی ی ی ی جواب ندادم Free Smiley Free Smiley Free Smiley یکی از بچه ها اومد درست کنه گفت همون سکوت علامت رضاست!!! Free Smiley اینقد خندیدیمممممممممممFree Smiley

میگما این رضا بد جوری ما رو گرفته ها..... این که نمرده که ه ه ه اه اه اه گفتیم یه حلوا میخوریما ا ا ا چیشششFiesta

برو بچ لینک تکونی دارم رفیق بی معرفتا حذف میشنااااا حالا خوددانید....

من برم بدرسم



[ دوشنبه 1391/03/1 ] [ 09:25 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


هراس

او رفته است

 

و همه چیز تمام شده است

 

مثل یک مهمانی که به آخر می رســــد

 

وتو به حال خود رها می شوی

 

چرا غمگینی ؟

 

این رسم زندگیست ...



[ جمعه 1391/02/29 ] [ 12:07 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


*

گاهی سکوت علامت رضایت نیست

شاید کسی دارد خفه میشود پشت سنگینی یک بغض...



[ جمعه 1391/02/29 ] [ 12:05 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


دعا کنید:

سلام بچه ها خوبید؟؟؟ واسه یکی از دوستامون یه مشکلی پیش اومده نمیدونم چرا ولی مثل اینکه زبونم لال داره از این دنیا میره تو رو خدا واسش دعا کنید......

دعا برای دوری از نکبت و ناخوشی

بچه ها خواهش میکنم این دعا رو واسه شفای رضابخونید:

اِلهى كُلَّما اَنْعَمْتَ عَلَىَّ نِعْمَةً قَلَّ لَكَ عِنْدَها شُكْرى وَ كُلَّما ابْتَلَیْتَنى بِبَلِیَّةٍ

قَلَّ لَكَ عِنْدَها صَبْرى فَیا مَنْ قَلَّ شُكْرى عِنْدَ نِعَمِهِ فَلَمْ یَحْرِمْنى وَ یا مَنْ

قَلَّ صَبْرى عِنْدَ بَلائِه فَلَمْ یَخْذُلْنى وَ یا مَنْ رَانى عَلَى الْمَعاصى فَلَمْ

یَفْضَحْنى وَ یا مَنْ رَانى عَلَى الْخَطایا فَلَمْ یُعاقِبْنى عَلَیْها صَلِّ عَلى

مُحَمَّدٍوَالِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْلى ذَنْبى وَ اشْفِنى مِنْ مَرَضى اِنَّكَ عَلى كُلِّ

شَىْءٍ قَدیرٌ.



[ سه شنبه 1391/02/19 ] [ 18:45 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


بازم دلم:

سلام خوبید برو بچ؟؟؟؟؟ خیلی دلم گرفته خیلییییییییییی از بی معرفتی ادمها از گرگ بودنشون توی جلد ادمی از همه چی همه چی........ به نظرتون ادما تا چه حد میتونن پست باشن؟؟؟تا چه حد بیمعرفت؟؟؟؟؟ چرا محبتت را پای احتیاجت میذارن؟؟چرا صداقتت رو پای سادگیت میذارن؟؟؟سکوتت رو پای نفهمیت؟؟؟ نگرانیتو پای تنهاییت؟؟ وفاداریتو پای بی کسیت؟؟؟ اونقد هم تکرار میکنن که خودت باورت میشه تنهایی و بی کس و محتاج!!!!

خیلی دنیای نامردی داریما قبول دارید؟؟؟؟

 



[ سه شنبه 1391/02/12 ] [ 21:27 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


چه کسی میگوید که گرانی شده است؟

چه کسی میگوید که گرانی شده است ؟

دوره ارزانیست.

دل شکستن ارزان.

دوستی ارزان است.

چه شرافت ارزان.

آبرو قیمت یک تکه نان ودروغ از همه چیز ارزانتر.

قیمت عشق چقدر کم شده است.

کمتر از آب روان و چه تخفیف بزرگی خورده قیمت انسان



[ شنبه 1391/02/2 ] [ 17:27 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


سلوووووم

میدونید از چی میخندم؟؟ صبح اومدم واسه اپ اینقد نوشتم نوشتم نوشتم اخرش یادم رفت ثبت کنم همینجوری صفحه رو بستم، خوب بسته دیگه اصلا چه معنی داره دختر این همه بخنده؟؟؟

اول از همه یه خبر خوف بدم.بدم؟؟؟؟ خوب میدم:

اینجانب سر کار خانم ارام خانوم،شعبه دوم وبم رو افتتاح کردم

حالا بزن اون کف قشنگرو 00000442.gifخوب شادی بسته. 

بنده یه مدت مشغله فکری داشتم و دارم که نمیومدم اپ کنم.امتاحانامون شروع شده ما هم که بچه درس خوووونشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

شبا تا صبح بیداریم میدرسیم !!!   صبحا ساعت 5 بیدار میشیم میدرسیمشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے«چه واژه های غریبی من اینا با خودمم ایا؟؟؟»

بالاخره امروز تونستم بیام اپ.دلمم واسه یکی تنگ شده که به شما نمیگم کیه

به نظرتون دارم چرت و پرت میگم نه؟؟؟؟ واقعا که چرا اینجوری قضاوت میکنید؟؟؟

بذارید اردس وبم بدم و برم،برید نظر بدیداااااااا باشد؟؟؟؟؟؟

www.2khtare-shishe-e.blogfa.com



[ سه شنبه 1391/01/29 ] [ 19:16 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


سرنوشت من :

انتظارمیكشم و باز انتظارمیكشم؛ كار دیگرى جز  انتظار ندارم. انتظار

 

براى آن چیزهایى كه آرزوهایم را ساخته اند. انتظار براى روزهاى

 

 بهتر، انتظار براى پایان تیرگیها، انتظار براى گفتن حرفهاى نگفته كه

 

راه گلویم را سد كرده اند. انتظار براى پایان یافتن خاموشى

 

 فریادهایم، انتظاربراى شنیدن صدایى عاشقانه از میان تیرگى شب،

 

 ولی . . . . .

.

 

 



[ سه شنبه 1391/01/15 ] [ 09:16 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


عید همگی مبارککککککک

سلاااااااااااااام برو بچچچچچچچ،،، شطورییییییییییییین؟؟؟؟؟ مطمئنن همه خوبن چون نزدیک عید و.....

اخ جون عییییییییییییییییییییییید چه حالی میده وقتی عید میشههههه. من عاشق بهار و تابستونممممم

راستی من تا اخر عید دیگه نمیتونم بیام نت امیدوارم به همتون خوش بذگرههههههههه

جای منم شیرینی بخورید

سبزه گره بزنید

خوش بذگروووونیییید

دلم واستون میتنگههههههه

بوووووووووووووووووووووووووس

عیدتونم مبارکاااااااااااااااااااااااااااا



[ پنجشنبه 1390/12/18 ] [ 10:24 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


این بچه منه

[ سه شنبه 1390/12/2 ] [ 10:08 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


فعلا دلتنگی تنها نصیب من از همه ی زیبایی توست

 

این روزها می گذرند….

 

ولی من به این سادگی

 

از این روزهای تلخ نمی گذرم

……….

 

چشمانم شب ترین است

دلم دریاترین ..

رویایم ستاره ترین

و

عشقم کوه ترین…!

کجاست آن فرهادترین …؟

……….

 

رویاهایم را در کنار کسانی گذراندم که بودند ولی

نبودند

همراه کسانی بودم که همراهم نبودن

وسیله کسانی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار

ندادم

دلم را کسانی شکستند که هرگز قصد شکستن دل

آنها را نداشتم

و تو چه دانی که عشق چیست

عشق سکوتی است در برابر همه اینها !!!

……..

فکــر میــکردم تـو همــدردی!

ولــی نــه!

تــو هــم ، دردی….

………….

این روزها اگر کسی پیدا شد

که شماره تلفنت رو حفظ بود

حتماً قدرش رو بدون

خیلی باید خاطرت براش عزیز باشه…

………………..

من تنها از یک چیز می ترسم و آن اینکه شایستگی

رنجهایم را نداشته باشم.. سعید

…………………

ای مــتــرســکـــــ ! آنقدر دست‌هایت را باز نکن ،

کسی‌ تو را در آغوش

نمی‌‌گیرد ، ایــســتــادگــی هــمــیــشــه تــنــهــایــی‌

مــیــاورد

…………….

بترسید از آدم هائی که عاشق نیستند ولی عاشقی

کردن را خوب بلدند

……..

دلتنگی تنها نصیب من از زیبایی های توست

 



[ چهارشنبه 1390/11/26 ] [ 20:20 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


ولنتاین مبارککککککککککککککککککککک:

happy valentine day

 

 

قلب

یه عالمه قلب مهربون تقدیم به همه عاشقااااااااا



[ دوشنبه 1390/11/24 ] [ 20:18 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


دلتنگتم:

عشق ؛ به زخم که برسد ، سکوت می شود
زخم که عمیق شود ، بیداریِ دل ، درد دارد !
من
در این بغض های هر لحظه
در این دلتنگی های مدام
در این آشفتگی های دقایقم
دارم
سکوت
می شوم
با من از عشق چیزی بگو
پیش تر
از آنکه زخم هایم عمیق شود…!

 

http://s1.picofile.com/file/7257115913/deltangi_90.jpg




[ شنبه 1390/11/22 ] [ 21:28 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


بی تو

http://s1.picofile.com/file/6238838028/newlovedey.jpg

معلم زبان می گوید: همه ی فعل های خواستن با

to

می آیند ..
من … بی تو … هیچ فعلی را نمی خواهم



[ شنبه 1390/11/22 ] [ 21:27 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


نظر بده

 

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

نظر یادت نره

 

ادرس وب جدیدم:

www.2khtare-shishe-e.blogfa.com



[ سه شنبه 1390/11/4 ] [ 12:22 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


کلیپ های خوشکل:

http://sites.google.com/site/rahenarafteh/eshghman.jpg       http://sites.google.com/site/rahenarafteh/ashegh.jpg          http://sites.google.com/site/rahenarafteh/byeazizam.jpg

[ سه شنبه 1390/11/4 ] [ 10:02 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


حمید وفروغ:


شعر زیبای حمید مصدق

تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز،

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

 

 

جواب زیبای فروغ فرخ زاد

من به تو خندیدم

چون که می دانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه

پدر پیر من است

من به تو خندیدم

تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک

دل من گفت: برو

چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را ...

و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام

حیرت و بغض تو تکرار کنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

 




[ دوشنبه 1390/11/3 ] [ 18:29 ] [ آرام ] [ عزیز() ]


چه بی رحمانه رفتی:

چه زیبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذیرفتی!
چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !
چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی !
 چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد!
 چه بیرحمانه! من سوختم

 


[ پنجشنبه 1390/10/29 ] [ 17:41 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


باعث شرمندگی:

سلام خوبم خوبید؟؟؟؟ هه هه هه دیدید گولتون زدم؟؟؟؟ یه کوچولو دلبری کردم فقط خب به من چه نمیومدید نظر بدید منم عین این بچه اغده ی ها« نمیدونم اغده چجور مینویسن» جلب توجه کرد تازشم مگه دیوونه شدم دوستای گلی مثل شما رو ول کنم؟؟؟؟؟  تازه یکی هم بهم گفت خل و چل این اوج احساساتش بودااااا حالا منکه که نمیگم داداش مسیح بوده خب حالا بهتره از شک بیاید بیرون ولی به جان این شکلکها که اگه نباشن میخوام دنیا هم نباشه اگه دیدم دوباره فراموشم کردین میرم یه جای دور خودم وگم و گور میکنم «چه بی تربیته زبون در میاره بذار این چکلکو بذارم که با ادبه مرض ببند دهنتو بخدا تقصیر من نیستااااا چکلکا جابه جا میان این چطوره اها افرین همین جا باش تا ادامه نطقم رو بکنم»خب دیگه معذرت میخواهی ام که شما را زذضظابراه کردی ام«نمیدونستم با چه ز مینویسن» ولی خدایییییییییییی خییییییییییییییییییلیییییییییییی i love you بسته دیگه زیادی دارم فک میزنم برم سراغ درسم که هیچییییییییییی نخوندوندم. بای بای

[ جمعه 1390/10/23 ] [ 14:07 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


سهلام

خوبید خوشید سلومتید؟؟؟؟ اخی منم دارم میرمیادم بخیر میبینید چون دیگه دوسم ندارید دارم میرمااااا چقد بچه ی خوبی بودم هرچند رفتن من دیگه واستون فرقی نداره ولی یه کوچولو دلتون واسم بتنگه خوب دیگه خوبی بدی چیزی ازم دیدید حلال کنید راستی شاید هم خواستم خودکشی کنماااااواسه ختمم هم تا 1 ماه صبح و ظهر شب چلو کباب میدن«دور از جونم» حالا اگه خیلی اصرار داشتید بمونم بهم بگیداااا شاید هم برگشتم اخییییییییییی ولی واخعی رفتمااااااااااااااااااا یادم بخییییر  خرااااااااااااااااااافززززززز

[ پنجشنبه 1390/10/22 ] [ 21:45 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


***

نمی دانم چه نسبتی با اشک داری که تا نامت برزبانم جاری می شود تا یادت درقلبم شکل میگیرد اشک ازخانه چشمانم سرک می کشدتا نگاهت را به ذهن می آورم قلبم تپیدن را آغازمی کند درگوشه تنهاییم خاطراتم را مرور می کنم خاطرات تلخ وشیرین را بودن و نبودنت را لحظه های تنهایی را لحظه های انتظار را و اکنون می فهمم که عشق چه ها میکند و تومی دانی که این خاطرات اشک من است که از گونه هایم سرازیر می شود...


ادامه مطلب

[ شنبه 1390/10/17 ] [ 18:36 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


خیلی دلم گرفته:

روزگارم تیره و این روزهایم تیره تر

یا به نوعی رو به ویرانیست دنیایم دگر

من که چشمم خواب دریا دیده بود

عکسش از دریا شده یک آسمان بارنده تر

هر چه از این درد پا پس می کشم بیفایده است

سرنوشت من گره خورده ست با غم سر به سر

لحظه های مرده ام تاوان یک تردید شد

تا که تقویمم دهد یک عمر از تلخی خبر

بار دیگر مهره ام در خانه ی دوم نشست

از گریز بین سعد و نحس یا که خیر و شر

مرگ من در این غزل چون آتشی خواهد شد و

بعد جز خاکستری از من نمی ماند اثر

 

 



[ سه شنبه 1390/10/13 ] [ 17:09 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


زیبای من:

حساب روزهای بی تو

از دستم

در رفته ست.

من همیشه با  اعداد

مشکل داشتم.

اما این را خوب می دانم:

بی نهایت در بی نهایت،

دلم برایت تنگ است...



[ سه شنبه 1390/10/6 ] [ 10:25 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


من یا تو؟

کدام واقعی تریم؟
تو که در خیال من زندگی می کنی،
یا من
که در خیال تو مرده ام؟...
تو...
بی گمان
واقعی ترین خیال منی...
حتی از همین راه دور...
دیگر نیازی نیست خودرا پنهان کنی...
اشکار باش...
اینگونه به خیالم زیباتر میایی...


ادامه مطلب

[ جمعه 1390/10/2 ] [ 10:02 ] [ آرام ] [ تا دو30() ]


زندگی چیست؟

 یه متن باحال گذاشتم ببینید چطوره میپسندید ایا؟
ادامه مطلب

[ دوشنبه 1390/09/28 ] [ 14:56 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


بخوانید:

روز گرمی بود

با سیگاری سیاه

در امتداد ابرهای درهم

از کنار دیوارهای کثیف و

کارگران بی خیال و

کودکان پژمرده،

می گذشتم.

بادی معطر

مرا به راهی دیگر کشاند

روی سطح غبارگرفته ی زمین

ردپایی پر التهاب دیدم

آن را پیمودم

پشت درختان پربار و

شمشادهای خیس و

گل های نو شکفته

بانویی دیدم

پوشیده در ردایی بنفش

نافذ و لطیف و ناشناس،

*****

روزی تمام می شود

این لبخندها و قرارها

آن گاه

من می مانم و تو

و واژه های بی پایان



[ دوشنبه 1390/09/28 ] [ 14:40 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


دفتر عشق که بسته شد:

دفتر عشـــق که بسته شـد
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیکه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو کارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نمیکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاکیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون که عاشقــــت بود
بشنواین التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ




[ سه شنبه 1390/09/8 ] [ 09:01 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


قطار:


ای قطار
راهت را بگیر و برو
نه کوه توان ریزش دارد
نه ریزعلی پیراهن اضافه

هیچ چیز مثل سابق نیست !!!؛



[ دوشنبه 1390/09/7 ] [ 10:41 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


باز باران با ترانه:

دیروز:

باز باران با ترانه

با گوهرهای فراوان

میخورد بر بام خانه...


 

و اما امروز:

باز باران بی ترانه

با تمام بی کسی های شبانه

میخورد بر مرد تنها

میچکد بر فرش خانه

باز می آید صدای چک چک غم باز ماتم

من به پشت شیشه تنهایی افتاده

نمیدانم...نمیفهمم...

کجای قطره های بی کسی زیباست؟

نمیفهمم چرا مردم نمیفهمند

که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت میلرزد

کجای ذلتش زیباست؟؟؟

نمیفهمم...

کجای اشک یه بابا

که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران

به روی همسر و پروانه های مرده اش آرام باریده

کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟؟؟

نمیدانم...

نمیدانم چرا مردم نمیدانند

که باران عشق تنها نیست

صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست

نمیفهمم کجای مرگ ما زیباست؟؟؟

یاد آرم روز باران را

یار آرم مادرم در کنج باران مرد

کودکی ده ساله بودم

میدویدم زیر باران... از برای نان

مادرم افتاد

مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان میداد

فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود

نمیدانم کجای این لجن زیباست؟!!!

بشنو از من کودک من

پیش چشمم مرد فردا

" که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست

و آن باران که عشق دارد... فقط جاریست برای عاشقان مست

و باران من و تو درد و غم دارد"

خدا هم خوب میداند

که این عدل زمینی عدل کم دارد...



[ سه شنبه 1390/09/1 ] [ 15:42 ] [ آرام ] [ نظرات() ]


تقدیم به؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اخییییییییییییییییییییییییییییییییی گریه نکن دورت بگردم درست میشه!!!!!!!!!



[ شنبه 1390/08/7 ] [ 09:59 ] [ آرام ] [ نظرات() ]